اللهم عجل لوليک الفرج
ساعت دو چهل دقيقه نيمه شب است و بيخوابي به سرم زده بهترين فرصت ديدم تا حرفاي دلمو که از شب ميلادت رو دلم مونده بود بيارم از صفحه دل روي صفحه کاغذ.
يابن الحسن چند روزي از ميلادت مي گذرد من بجاي خودم و بجاي همه اونايي که شب ميلادت به ياد همه چيز بودند غير از تو از شما عذر خواهي مي کنم .
شب ميلاد تو رفته رفته تبديل مي شود به شبي که بايد خيابانها را چراغاني کرد با کدام هزينه ؟ معلوم نيست!
شبي که بايد سن ايچ و شيريني پخش کرد با کدام نيت ؟ معلوم نيست!
شبي که بايد رقص و پايکوبي کرد به کدام علت؟ معلوم نيست!
شبي که بايد انواع و اقسام مردم آزاريها را انجام داد با کدام توجيه ؟ معلوم نيست!
شبي که بايد گناهان زيادي مرتکب شد...به کدام؟! ...
کاش شب ميلادت هم مثل وجود مبارکت مخفي مي ماند
آقا جان به دادمون برس دوره آخرزمان است غرق گناهيم استغفرالله به نام اسلام و به نام شما، جداي از خيل وسيعي که بي خيال حتي واجبات الهي هستند و آن عده اي که حتي واجباتي را که انجام مي دهند نه براي تو که براي بنده تو و براي رياکاري و تظاهر است ، آنانکه بيشتر دل شما را به درد مي آورند دينداران جاهل هستند که ندانسته يا دانسته هيزم به آتش بقيه مي ريزند يکي نيست بگويد آخر آدم حسابي در ست است که امام صادق (ع) فرمود : ... تفرحون بفرحنا ... اما به حضرت عباس امام زمان احتياج به مجلس جشن و چراغاني و سمينار و کنفرانس و ... ندارد و... بابا امام زمان يار ندارد .ندارد. ندارد
مهدي فاطمه تو خود از دل من آگاهي
يا بن الحسن روحي وجسمي و مالي و ولدي و والدي واهلي بفداک