به صاحب دانش بگو عصايي از آهن و کفشي آهنين برگيرد و دانش را بجويد، تا آنکه عصا بشکند و کفشها پاره گردد . [داود عليه السلام]

علي و دلنوشته هايش
خانه | ارتباط | مديريت |بازديد امروز:0
   1   2   3   4   5   >>   >

علي :: 3/6/1387:: 10:29 صبح

                                               اللهم عجل لوليک الفرج


 


ساعت دو چهل دقيقه نيمه شب است و بيخوابي به سرم زده بهترين فرصت ديدم تا حرفاي دلمو که از شب ميلادت رو دلم مونده بود بيارم از صفحه دل روي صفحه کاغذ.


يابن الحسن چند روزي از ميلادت مي گذرد من بجاي خودم و بجاي همه اونايي که شب ميلادت به ياد همه چيز بودند غير از تو از شما عذر خواهي مي کنم .


شب ميلاد تو رفته رفته تبديل مي شود به شبي که بايد خيابانها را چراغاني کرد با کدام هزينه ؟ معلوم نيست!


شبي که بايد سن ايچ و شيريني پخش کرد با کدام نيت ؟ معلوم نيست!


شبي که بايد رقص و پايکوبي کرد به کدام علت؟ معلوم نيست!


شبي که بايد انواع و اقسام مردم آزاريها را انجام داد با کدام توجيه ؟ معلوم نيست!


شبي که بايد گناهان زيادي مرتکب شد...به کدام؟! ...


کاش شب ميلادت هم مثل وجود مبارکت مخفي مي ماند


آقا جان به دادمون برس دوره آخرزمان است غرق گناهيم استغفرالله به نام اسلام و به نام شما، جداي از خيل وسيعي که بي خيال حتي واجبات الهي هستند و آن عده اي که حتي واجباتي را که انجام مي دهند نه براي تو که براي بنده تو و براي رياکاري و تظاهر است ، آنانکه بيشتر دل شما را به درد مي آورند دينداران جاهل هستند که ندانسته يا دانسته هيزم به آتش بقيه مي ريزند يکي نيست بگويد آخر آدم حسابي در ست است که امام صادق (ع) فرمود : ... تفرحون بفرحنا ... اما به حضرت عباس امام زمان احتياج به مجلس جشن و چراغاني و سمينار و کنفرانس و ... ندارد و... بابا امام زمان يار ندارد .ندارد. ندارد


 


مهدي فاطمه تو خود از دل من آگاهي


يا بن الحسن روحي وجسمي و مالي و ولدي و والدي واهلي بفداک


 


موضوعات يادداشت

علي :: 22/5/1387:: 3:50 عصر

 


مراسم احياء شب نيمه شعبان


 


امام صادق(ع):هرکس اين شب را احياء دارد نميرد دلش در روزي  که دلها مي ميرند


دعاي کميل ومناجات:


حاج علي مهدوي ن‍ژاد


سخنران:


حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد علي غروي


 


زمان: 26/5/87 مصادف با شب نيمه شعبان -    ساعت 23


مکان: خيابان پــيروزي خيابان نبــرد کوچه شهيدان شيردم مسجد مسلم بن عقيل


                هيئت موسي بن جعفر(ع)


 


فضايل اين شب


 


موضوعات يادداشت

علي :: 13/5/1387:: 10:2 صبح

يا غياث المستغيثين


خيلي خودمو جمع و جور کردم تا بيام بنويسم


 


هنوز در بهتم که چرا من بايد باشم بين چند هزار نفري که امسال براي اولين بار به مناطق غرب دعوت شدند . بله يقين دارم ( خودستايي نباشه) همه اونايي که اومدند دعوت شده بودند از طرف خود شهدا


خدا را شکر مي کنم


2- اهل سفر نامه نوشتن نيستم که نه حوصله اش را دارم نه وقتش را نه حالش را اصلا شايد تا مدتها نباشم فقط همين چند تا حس يادگاري براي شما:


 


پايگاه يکم هوانيروز کرمانشاه: غرور


يادمان مرصاد: نامردي


وداع با بازي دراز: وداع با مدينه النبي


      پادگان ابوذر: غربت اورجينال


شهداي پاوه:دلخراشتر از اين شهادتها نمي شه (آخرين بار بود اومدم اينجا)


مرز مريوان: چند کيلومتر تا جاييکه راهم ندادند....


 

دوستان اگر ديگر پستي قرار ندادم حلالم کنيد

موضوعات يادداشت

علي :: 29/4/1387:: 3:25 عصر

 


سلام هيچي نمي دونم از اين سفر فقط شنيدم فرق مي کنه با جنوب اونم خيلي...


داريم ميريم جبهه هاي غرب اولين پستمو مي تونيد اگر زنده برگشتم يک شنبه ببينيد.


اگر هم خدا عزرايلشو فرستاد سراغمون دوستان حلال کنند


يا کاشف الکرب


موضوعات يادداشت

علي :: 19/4/1387:: 3:31 عصر

اعوذ بالله من الشيطان اللعين الرجيم


دارم بالا ميارم ...


از اين همه دروغ ،  ريا،  تظاهر،  و...


خدايا به تو پناه ميبرم از اين مردم و اين شيطان رانده شده


من نميدونم تو چيکارش کردي اين ابليسو که انقدر کينه به دل داره ول کن ما آدما نيست . هر لحظه هر جا مي خواد زهر خودشو بريزه قديما فکر ميکردم شيطون فقط تو مجالس گناه و اين جور جاها و جاهاي خلوت که امکان گناه کردن وجود داره ، مياد سر وقت ما و اين نفس را بيدار ميکنه  شايدم اين طوريه بوده ولي الان پيشرفت کرده بالاخره همه پيشرفت مي کنند ديگه همه کس و همه چيز مثل اين قبضهاي آب و برق و ... اي بابا ببخشيد سياسي شد ؟!؟


آره داشتم مي گفتم شيطوونم به نظرم روش کارشو تغيير داده ديده ما آدما جاهايي که امکان گناه هست و فکر مي کنيم خدا نيست ، احتياج به شيطوونو و وسوسه نداريم خودمون شيرجه ميريم . اونم وقتشو تلف نمي کنه


 


جايي مياد سر وقت ما که اتفاقا در محضر مستقيم پروردگار است که البته همه جا ما در محضر اوهستيم.


خيلي حاشيه رفتم اصل ماجرا را بگم ديده شده که به تازگي يه مدير ان شا الله به باطن نماز خون و اهل خدا برامون اومده ولي جالبترش اينه که جماعت همکاران محترم ما که تا ديروز جداي اينکه نماز جماعت و اول وقت را بي خيال بودند به ما ها که نماز خون بودن  يا نبودن مدير برامون فرقي نمي کنه ريشخند زده و ما را تمسخر مي کردند ، حالا بيا و ببين در صف حاج آقا هاي صف اول نماز جماعتند و جالبتر از آن اينکه ديده شده بعض اين افراد از ابتدايي ترين احکام نماز جماعت بي خبرند و باز جالبتر اينکه ديده شده گاها وقتي به رکعنهاي وسط نماز ميرسند نماز را با بقيه نمازگزاران تمام مي کنند (يعني يک يا دورکعت طلب خدا؟!)



 


خدايا من که از نيت اين افراد خبر ندارم ولي از خودم مي ترسم از اينکه زبونم لال آقا شيطونه بالاخره رو نيت نماز من هم بخواد تاثير بزاره اون روزه که مجبور ميشم نماز غير اول وقت  قربتاَ الي الله  را به نماز اول وقت قربتاَ الي مدير ترجيح بدهم.


اعوذ بالله من نفسي


عکس تزييني است


 


موضوعات يادداشت
   1   2   3   4   5   >>   >

:: RSS ::
::حی علی الصـــلوه::
::تعداد کل بازديدها::

11352

::آشنايي بيشتر::

درباره صاحب وبلاگ

::هرچی می خواهی بنویس::
:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

::لوگوي من::
علي  و دلنوشته هايش
::لوگوي دوستان::









::مهمونایی که خیلی عزیزند::
آموزش مباحث مختلف کامپيوتر
.:: بوستان نماز ::.
گفتني ها
پوتين خاکي
دنياي راه راه
آقا سيد
LoVeLY QaTaR GiRLS
يادداشتهاي يک معلم
يه دل خسته
زخم قناري
منبر
فقط امروز براي ساختن دنيا کافيست
::نوای دل::
::صدا::
::دوست من می شی ؟::

نام:

ايميل:

 
::وضعيت من در ياهو::